سيد علي اكبر قرشي

225

قاموس قرآن ( فارسي )

در « ارض » گذشت . و تفصيل اين شش روز در سورهء فصلت آيهء 9 - 12 مذكور است و با ملاحظهء آن آيات بدست ميايد كه مراد از سموات و ارض در آيات * ( « سِتَّةِ أَيَّامٍ » ) * زمين و طبقات جوّ است و اللَّه العالم . ستر : بفتح ( س ) پوشاندن « ستر الشىء سترا : غطَّاه » و بكسر ( س ) پرده و پوشش ( اقرب ) . * ( « لَمْ نَجْعَلْ لَهُمْ مِنْ دُونِها سِتْراً » ) * كهف : 90 . بر آنها جز آفتاب پوششى قرار نداده بوديم . استتار اختفا و مخفى شدن است * ( « وَما كُنْتُمْ تَسْتَتِرُونَ أَنْ يَشْهَدَ عَلَيْكُمْ سَمْعُكُمْ وَلا أَبْصارُكُمْ . . . » ) * فصلت : 22 . نبوديد مخفى شويد از اينكه گوش و چشمهايتان بر شما گواهى دهند ظاهرا منظور آنست كه قدرت مخفى شدن از شهادت اعضا نداشتيد . * ( « وَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنا بَيْنَكَ وَبَيْنَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ حِجاباً مَسْتُوراً » ) * اسراء : 45 . معنى آيه در « حجب » گذشت . سجده : سجود در لغت بمعنى تذلَّل ، خضوع و اظهار فروتنى است راغب گويد « السجود اصله التطامن و التّذلل » طبرسى فرموده : سجود در لغت خضوع و تذلَّل است و در شرع عبارت است از گذاشتن پيشانى بر زمين . صحاح و قاموس نيز اصل آن را خضوع گفته‌اند . در شريعت اسلام سجده بر غير خدا حرام است و آن گذاشتن اعضاء هفتگانه ( پيشانى ، كف دستها ، زانوها و سر انگشتان بزرگ دو پا ) بر زمين است و اهمّ آنها گذاشتن پيشانى است . سجود مصدر و جمع ساجد هر دو آمده است مثل * ( « سِيماهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ . . . » ) * فتح : 29 . و مثل * ( « وَالْقائِمِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ » ) * حج : 26 . ركَّع جمع راكع و سجود جمع ساجد است . چنان كه سجد نيز جمع ساجد است * ( « وَالَّذِينَ يَبِيتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّداً وَقِياماً » ) * فرقان : 64 . مسجد اسم مكان است يعنى محل سجده و آن از قاعدهء معروف مستثنى است زيرا قائدهء اسم زمان و مكان از ثلاثى مجرّد اگر عين مضارع آن